تبليغاتX
هــــــــــــــم-هـــــــمه

هــــــــــــــم-هـــــــمه

OFF , شعر هاي عشقولانه , اينترنت , جوك , ترفندهای XP , چرت و پرت

آف

پسر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين پسره يه دوست دختري داشت كه عاشقه اون بود.پسره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم. يه روز يكي پيدا شد كه به اون پسر چشماشو بده. وقتي كه پسره بينا شد ديد كه دوست دخترش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو.دختره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت : مراقب چشماي من باش!!!!!!!!!!

----------------

گذشت زمان بر آن ها که منتظر مي مانند بسيار کند، بر آن ها که مي هراسند بسيار تند، بر آن ها که زانوي غم بغل مي گيرند بسيار طولاني، بر آن ها که به سرخوشي مي گذرانند بسيار کوتاه، " اما براي آن ها که عشق مي ورزند زمان را آغاز و پاياني نيست. " (ويليام شکسپير

----------

به قزوينيه مي گن بچت چيه؟ مي گه : کوفتتون بشه پسره

============

شق را دوست دارم ولي نه در قفس بوس را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا آخرين نفس

------------------

تو اين زمونه ....... سيستم گرونه ........ همه ميخوان كانكت بشن ، اما چگونه ؟ ........ رفته محبت ، هك شده عادت ، كجا "بي اف" ، كجا "جي اف" ، كجا يه همدم ؟ .......... گلي تو دنيا ، لگين نميشه ، دنيا رو سرچش بكني ، پيدا نميشه ........ حالا واي واي ، واي واي واي n

---------------

خرس ها با يک ظرف عسل خر ميشن، اسبها با چند حبه قند، طوطي با تخمه، سگ با استخوان، مردا با زن زيبا، زنا با يکم تعريف و تمجيد،... راستي برات موز خريدم

---------------

 شنيديم که چنگيز خان مغول هر کسي رو که ازش بلندتر بوده ميکشته احمدي نژاد هم ميخواد هرکسي که ازش خوشکلتر بکشه خوش به حالت نميميري

----------------

عجايب 7 گانه ايران : 1. رشتي با غيرت 2. ترك بي خريت 3. اصفهاني بي منت 4. تهروني با معرفت 5. يزديه با شهامت 6. لر با شخصيت 7. عرب با تربيت

---------------

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي. تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميميرم

----------------

ولادت بزرگ مرد عالم، بر حق ترين امام ، عادل ترين بشر ، روي خدا در زمين، عامل هستي، حيدر كرار ،"امام علي(ع) " را به شما تبريك مي گويم

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/20ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط فردین   | 

ترفند- 1تعدادي از دستورات كه در گزينه Runاجرا مي شوند.

Regedit

با تايپ اين كلمه در قسمت  Runرجيستري ويندوز باز مي شود كه خيلي از شما ها با آن آشنا هستيد و با استفاده از آن ميتوانيد قسمت هاي مختلف ويندوز را بنا به سليقه و خواست خود تغيير دهيد. متذكر مي شويم در رجيستري چيزي را كه نميدانيد حذف يا تغيير ندهيد.

 

Cmd

با تايپ اين دستور در Runمحيط سيستم عامل Dos ظاهر مي شود و مي توانيد فرمان هاي خود را براي اين سيستم عامل تايپ نماييد.

 

Perfmon

با تايپ اين دستور در Runبرنامه سيستم مانيتور اجرا مي شود و در آن جزئياتي در مورد فضاي اشغال شده از رم و يا مقدار بازدهي سي پي يو و همچنين مقدار اطلاعات خواننده شده از هارد را براي شما به صورت نمودار بيان مي نمايد.

 

Sysedit

با تايپ اين دستور در Runويرايشگر فايل هاي سيستمي اجرا مي شود و مي توانيد آنها را ويرايش نماييد.متذكر مي شويم در صورت تغييرات اشتباه ممكن است سيستم شما بالا نيايد ( Load نشود).

 

FireWall

به كمك اين دستور مي توانيد ديوار آتش ويندوز را فعال يا غير فعال نماييد. فعال بودن ديوار آتش براي امنيت در شبكه و نيز جلوگيري از ورود هكرها به سيستم شما بسيار مؤثر است.

 

Drwtsn32

با تايپ اين دستور در Run برنامه دكتر واتسون اجرا مي شود ، اين برنامه در گزارش و همچنين عيب يابي مشكلات نرم افزاري بسيار مفيد مي باشد.

 

Ntbackup

با تايپ اين دستور در Run برنامه گرفتن نسخه پشتيبان بر روي سيستم شما اجرا مي شود و مي توانيد از سيستم خود نسخه پشتيبان تهيه نماييد.

 

Diskmgmt

با تايپ اين دستور در Run برنامه مديريت ديسك شما اجرا شده و مي توانيد با استفاده از آن ديسك خود را مديريت نماييد و يا هر يك از پارتيشن ها را حذف نماييد.

 

Devmgmt

با تايپ اين دستور در Run مي توانيد سخت افزارهاي نصب شده بر روي سيستم خود را باز بيني كنيد و يا هر يك از آنها را حذف و يا نصب نماييد.

 

Educedit

با تايپ اين دستور در Run مي توانيد يك كاراكتر بسازيد و يا يك كاراكتر را ويرايش نماييد.

 

Services

با تايپ اين دستور در Run مي توانيد يكي از سرويس هاي ويندوز را لغو نمائيد يا يك سرويس جديد به آن اضافه نماييد.

 

Msconfig

با تايپ اين دستور در Run مي توانيد نرم افزارهايي را كه در هنگام بالا آمدن سيستم بر روي  قسمت سيستم ترایsystem try) ويندوز قرار مي گيرند غير فعال كنيد. ضمناً اگر سيستم شما دير Shut Down ميشود به اين قسمت سري بزنيد.چون هر چقدر تعداد برنامه هايي كه در استارتاپ شما قرار دارند بيشتر باشد هم سيستم دير لود ميشود و هم دير شات داون ميشود
+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/13ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط فردین   | 

خیلی از زنان ایرانی

      

-   خیلی از زنان اجتماع ایران دوست دارن تو سری خور و وابسته باشن !
- خیلی از زنان ایرانی دوست دارن یه آغا بالا سر داشته باشن !
- خیلی از زنان ایرانی وحشت دارن از اینکه اسم مرد توی شناسنامه شون نباشه !
- خیلی از زنان ایرانی وحشت دارن از اینکه برن سر کار و کار کنن !
- خیلی از زنان ایرانی میترسن از اینکه موجودی بنام شوهر یهو ولشون کنه و بره !
- خیلی از زنان ایرانی از اینکه کتک بخورن لذت میبرن و شکایتی ندارن !
- خیلی از زنان ایرانی از اینکه همیشه تابع و مطیع مرد باشن لذت میبرن !
- خیلی از زنان ایرانی از اینکه باهاشون با خشونت رفتار بشه لذت میبرن !
- خیلی از زنان ایرانی دوست دارن مدام تحقیر بشن و اینو افتخار میدونن !
- خیلی از زنان ایرانی دوست دارن مردشون توی همه کارشون سرک بکشه و دخالت کنه و تصمیم بگیره کنه !
- خیلی از زنان ایرانی دوست دارن جیبشون با جیب مردشون یکی باشه و هر چی دارن و ندارن دو دستی تقدیم آغا کنن !
- خیلی از زنان ایرانی برای پایبند کردن آغاشون فوری یه گاو داری تشکیل میدن !
- خیلی از زنان ایرانی دوست ندارن تحصیل کنن و سواد رو چیزی اضافی میدونن برای دخترها !
- خیلی از زنان ایرانی فکر میکنن تا سودای شهوت بر دختری عارض شد و اندام زنانهش جوانه زد باید سریعن بره خونه بخت مبادا به عارضه ترشیدگی دچار بشه !
- خیلی از زنان ایرانی زندگی رو همخوابگی , کار خونه , بچه داری , غذا پختن , و ... میدونن !
- خیلی از زنان ایرانی ازذواج کردن رو راهی برای رهایی از عصبیت ها خانه پدری میدونن !
- خیلی از زنان ایرانی آغاشون رو به چشم عابر بانک میبینن که فقط وظیفه داره پول بسازه !

             =========================================

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/01ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط فردین   | 

14

ويليام شکسپير ميگه: کسي را که دوسش داري ازش بگذر، اگه قسمت تو باشه بر مي گرده ، اگر هم بر نگشت حتماً از اول مال تو نبوده پس بهتر که رفت

----------------------------

سهم تو در بودن من درست به اندازه سهم نبودن من است در خيال تو و اين غمگين ترين حسرتي است كه من مجبور به تحمل آنم پابه پاي بي تويي تو به هر كجاي بي تو كه مي رسم دردمندانه در مي يابم كه ساعتهاست از اينجا هم رفته اي حالا ،‌جاي

---------------------------

اي کاش مردم مثل شب يلدا تا صبح بيدار مي ماندند اي کاش مردم مثل شب کريسمس تا صبح بيدار مي ماندند اي کاش مردم مثل شب تحويل سال تا صبح بيدار مي ما ندند و و اي کاش مردم هميشه شب تا صبح بيدار مي ما ندند و براي يکديگر از زندگي / اميد / عشق/ و اينده صحبت ميکر دند اگر روزگارمان و روزهايمان سياه است اي کاش هيچ وقت صبح نمي شد

--------------------------

سلام اين چند تا جمله ناب را بخونيد وواسه دوستاتون بفرستين: 1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد 3- رفيق فقط كلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت كرم نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار كه هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميدن 6- نامردارو خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن . من كه حال كردم شما چطور؟

-------------------------

چند تا آدمن كه تنشون ميخاره 1.اونايي كه چشمك ميزنن ولي شماره نميدن 2.اونايي كه شماره ميگيرن ولي زنگ نميزنن 3.اونايي كه حموم نميرن 4.اونايي كه آ ف هاي خودت رو واسه خودت ميفرستن

------------------------

گر پسري کشته شود دختري ترشيده شود گر پسران کشته شوند کل جهان ليته شود!!!!

-----------------------

آفريقيها يه ضرب المثل دارن که ميگه:" هشابن تنت هب رس ماخيم"، يعنی خيلی دوستت دارم، اينقدر که جونم را برات ميدم، جالب اينه که اگه برعکس بخونی هم همين ميشه، ميگی نه بر عکس بخونش (حتماً بر عکس بخونیش ها) !

--------------------

به جاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن. به جاي سيله اشکي که فردا برمزارم ميريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي اون متن هاي تسليت که فردا برام مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نيازم دارم نه فردا

 

==================

وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستم رو بالا گرفتم و گفتم يک بخش . اما وقتي تو رو شناختم فهميدم عشق سه بخشه : عطش ديدن تو.....شوق با تو بودن ...........و اندوه

---------------------

کجاي ؟ نيستي ؟ توريستي ؟ امپرياليستي ؟ کمونيستي ؟ فاشيستي ؟ دمکراتيستي ؟ خدايي نکرده مريض که نيستي ؟ راستي،تو خودت نمره بيستي

---------------------

توی یک جنگل تن خیس کبود یه پرنده آشیونه ساخته بود خون داغ عشق خورشید تو پرش جنگل بزرگ خورشید روسرش توی هوای آفتابی روی درختا می پرید تنشو به جنگل روشن خورشید می کشید تا یه روز ابرای سنگین اومدن دنیای قشنگشو به هم زدن بسکه خورشیدشو تو زندون سرد ابرا دید یه دفه دیونه شد از توی جنگل پر کشید زندگیشو توی جنگل جا گذاشت رفت و رفت ابرا رو زیر پا گذاشت رفت و عاقبت به خورشیدش رسید اما خورشید به تنش آتیش کشید

------------------------

Davaye darde eshghe man to boodi...... nemidanestam ke tarikhat gozashte

--------------------

يك ژايني بعد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بعد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند يك تركه داشته از اونجا رد ميشده ميبينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم اون وسط هست ميره باپا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه مورچه هم ترس داره

===================

 

عشق آتش است اما آتشي سرد با وجود اين بايد در اين آتش سوخت زيرا اين آتش تطهير کننده است. اين آتش فقط براي تطهير کردن مي سوزاند ناخالصي است که مي سوزد و طلاي خالص باقي مي ماند . بدين سبب عشق رنج آفرين است زيرا خواهان خراب کردن ماست تا دوباره آباد کند دانه بايد شکسته شود وگرنه درخت چگونه مي تواند متولد گردد؟ رود بايد به انتها برسد وگرنه چگونه مي تواند به دريا ملحق شود؟ بنابر اين راحت باشيم و بگذاريم سوخته شويم وگرنه چگونه مي توانيم متولد گرديم و خويشتن خويش را بيابيم؟

-----------------------------------

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

-----------------------------------

چرا از من گذشتي خيلي ساده تو که دونستي مرد پياده جونيشو پي عشق تو داده شنيدم گفتي از عاشقي سيرم نگفتي با خودت من يه وقت ميميرم حال حق دل و از کي بيگيرم

---------------------------------------چ

چرا از من گذشتي بي تفاوت نه انگار عشقي بود نه روزگاري نه پاييز زمستون نه بهاري چجور دلت اومد تنهام بذاري

---------------------------------------چ

اوني که مدعي بود عاشقته تو رو فاصله ها تنها گذاشت بي خبر رفت و تو اي بي راهها رد پاشم واسه چشمات جا نذاشت

--------------------------------------چ

من هر اسانه و مجنون تو واسه من همين خيالتم بسه بذار جاده ها اشتباه برا ما که دستمون به هم نميرسه با حرير پيله هاي کاغذي واسه من جاده رو ابرشم نکن من به پروانه شدن نميرسم حرمت فاصله مون رو کم نکن

-------------------------------------چ

شدا ه ام بت پرست تو قسم به چشمون مست تو به کنج ميخونه روز و شب شدا ه م جام دست تو به تو چون سجده ميکنم شرر تو هر سينه ميزنم به غصه ميخوام که بعد از اين بت روي تو بشکنم شب هجرون ديگه تمومه گل مهتاب بر سرو رومه عاشقي جز بر تو حرمه که براي تو زنده ام روم از هر خونه به خونه که بگيرم از تو نشونه دلمن يک کاسه خونه که براي تو زنداه ام

------------------------------------چ

عاشق شدم کاش ندونه دست دلمو نخونه اگه بدونه ميدونم ديگه با من نميمونه اون پيشش دل من گيره اگه بدونه ميذاره ميره اگه بدونه ديونم کرده ميره و ديگه بر نميگرده عاشق شدم دلواپسم گرفته راهه نفسم م دلهره دارم که بهش ميرم يا نميرسم چشماي اون سر به سرم ميذاره دست از سر من بر نميداره داره بلا سرم مياره اما خودش خبر نداره دستم اگه که رو بشه دلم بي ابرو بشه راز مگو بگو بشه عاشق شدم کاش ندونه دست دلمو نخونه اگه بدونه ميدونم ديگه با من نميمونه عاشق شدم دلواپسم گرقته راه نفسم دلهره دارم که بهش ميرسم يا نميرسم

================

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 7:14 بعد از ظهر  توسط فردین   | 

13

بـسي گـفـتـند : « دل ازعـشـق بـرگـير کـه نـيرنـگ است و افـسـون است و جـادوسـت ! » ولـي ? مـا دل بـه او بـسـتـيـم و ديـديـم کـه ايـن زهـراست ? امـا . نــوشـداروسـت .... !

==================

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه فردا نبود کاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج و درياها نبود کاش بودي تا دو دست عاشقم غافل از لمس گل مينا نبود کاش بودي تا زمستان دلم اين چنين پر سوز و پر سرما نبود کاش بودي تا فقط باور کني بي تو هرگز زندگي زيبا نبود

=================

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

================

عشق====>سرکاريه ... محبت====>تظاهره ... مهربوني====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپيمون====>دلخوشيه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====>بابا سراغ اين يکيو نگير

===============

گاهي شک مي کنم به بودنم// دلتنگ رفتنم// مي روم//مي روم با هزار حرف مانده در دل//با هزارو يک ارزوي مانده در گل// ديگر خسته از ماندنم//نه کسي در انتظار من است//نه من در انتظار کسي//نه عشقي براي فروختن دارم//نه پولي براي خريدن //انقدر گنگ گشته ام//که ديگر خواب نيز نمي بينم//حتي صداي دلم را نمي شنوم//من فقط هيچ دارم و هيچ//تا بخواهي قصه هاي پر از غصه دارم//حرفهاي داغدارو به عزا نشسته دارم//تاديروز مجنون قصه ها بودم //امروز کفني براي خود ندارم//من ديگر فرصت ماندن ندارم//

===============

دل من تو رو مي خواد تو کي هستي که دلم برات پر ميزنه براي ديدن تو به آسمون سر ميزنه تو نباشي دل من بي عشق تو ميميره تو بايد بدوني دلم به عشق تو اسيره دل من تو رو مي خواد تو اميد زندگيمي تو تمام زندگيمي توئي اون صداي قلبم توئي اون بود نبودم جز با تو بودن آرزويي نداره دل من تو رو مي خواد من مي خوام تو منو صدا کني يا فقط يه بار تو چشمام نگاه کني بيا برگرد دوباره بي تو اين دل بيقراره دل من تو رو مي خواد بدونه تو دل من رنگ بهار نداره

==================

ميتونم يه چيزي رو بهت بگم؟مطمئن باش از ته قلبم ميگم.هميشه از خدا ميخواستم که تو زندگي يه همراه خوب بهم بده.همراهي که هميشه کنارم باشه و من بتونم به راحتي باهاش ارتباط بر قرار کنم.خدا يکي رو بهم داد.همراه من نوکياست مال تو چيه؟

======================

روي عكسا گرد و خاكه بيشتر دلا هلاكه قحطي گلاي پونه ست تقديرا دست زمونه ست عهد و پيمونا شكسته رشته ي دلا گسسته تقويما رو ماه تيره زندونا پر اسيره آدما يا همه مردن يا كه مات و دل سپردن عصر ما عصر فريبه عصر اسماي غريبه عصر پژمردن گلدون چتراي سياه تو بارون مرگ آواز قناري مرگ عكس يادگاري تا دلت بخواد شكايت غصه ها تا بينهايت

=====================

روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم . سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرد

======================

 تو قول دادي ديگه نياي تو خوابم جا نذاري عکست رو تو کتابم ... داشتم با خودم زمزمه مي کردم که چيزي يه دفعه به ذهنم رسيد مي دوني چي بود اينکه مي تونم دوست داشته باشم!!! همين شد آغاز دوست داشتنت... حالا که همه چيز تموم شده خيلي ساده... اما نمي دونم چرا فراموش کردنت اينقدر برام ساده نيست

======================

عرض سلام به بلندي بيل به محکمي کلنگ به سرعت فرقون به تيز شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي گچ به صافي ماله به قشنگي چکمه به وسعت بشکه به معرفت عمله به قدرت کارگر

======================

گاهي تنهايي آنقدر قيمتيست ؛ که در نمي گشايم ؛ حتي براي تو؛ که سالها منتظرت بودم ....

======================

ديدگان تو در قاب اندوه سرد و خاموش خفته بودند زودتر از تو ناگفته ها را با زبان نگه گفته بودند از من و هرچه در من نهان بود مي رميدي مي رهيدي يادم آمد كه روزي در اين راه ناشكيبا مرا در پي خويش ميكشيدي ميكشيدي آخرين بار آخرين بار آخرين لحظه تلخ ديدار سر به سر پوچ ديدم جهان را باد ناليد و من گوش كردم خش خش برگهاي خزان را باز خواندي باز راندي باز بر تخت عاجم نشاندي باز در كام موجم كشاندي گر چه در پرنيان غمي شوم سالها در دلم زيستي تو

======================

کار دنیا خنده داره کار دنیا وارونه است* *خشک و تر حالیش نمی شه یه جورایی دیوونه است* *تا جوونی حتّی یک لقمه هم نون نداری* *یه روزی نون میده که دیگه دندون نداری* *دنبال نون دوئیدن کفش پاره کردنه* *امون از قسمت بد که وبال گردنه* *دنیای ما پُر از باید و نبایده* *حساباش فقط روی احتمال و شایده*

======================

فقط از تو اسمون نوک پیکان بلا * *تو سر بیچاره ها می خوره از اون بالا* *کار دنیا خنده داره کار دنیا وارونه است* *خشک و تر حالیش نمی شه یه جورایی دیوونه است* "دکتر شاهکار بینش پژوه"

======================

توانا بود هر که دارا بود ز ثروت دل پیر برنا بود* *پر قو بُود پول را رختخواب هنر رختخوابش مقوا بود* *به ثروت هر آن ابله بی سواد به نزد کسان وه!چه آقا بود* *همه سهم استاد دانشکده پشیزی حقوق و مزایا بود* *به لیفتینگ و ماساژ ومیزامپیلی ننه کبلعلی هم گلارا بود* *به زور رژ و سایه و خط لب اگر پیر و عفریته زیبا بود* *توانا بود هر که دارا بود ز ثروت دل پیر برنا بود* *بنوشند بازاریان خون خلق کشان خون مردم گوارا بود*

======================

سفيد= ساکت ؛ آبي گوشه گير ؛ سبز جذاب ؛ ارغواني=زيبا ؛ قرمز = هوت . همون آتشي ؛ صورتي دوست داشتني ؛ نارنجي =باهوش ؛ مشکي مشکوک ؛ خاکستري پر حرف .................. حالا من چه رنگيم ؟؟؟ زود يهم بگو منتظر آفلايتنم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط فردین   | 

12

نه مسافرم نه رعیت نه فقیر نه سر سپرده* *نه کسی که توی خلوت حسرت کسی رو خورده* *نه یه زخم بی علاجم نه یه مرحم قدیمی* *ساده ام ساده ی ساده ساده و صاف و صمیمی* *حتی عاشق تو نیستم ولی شاید دل ببازم* *شایدم بعدها بتونم از شبات قصه بسازم* *منو خط به خط بخونم نازنین نگامو بشناس* *گاهی بدترین و گاهی مهربونترین نگاهاس*

ممکنه عاشق چشمات میشه از تو متنفر* *ممکنه اینجا بمونم میشه تا ابد مسافر* *نه یه جعبه ی جواهر نه سفال زیر خاکم* *خیلی وقتا پام می لغزه گاهی خاکی گاهی پاکم* *دنبال رفیقی ام که تا اخرش بیاد* *دنبال یه معجزه ام شایدم از تو براد* "دکتر شاهکار بینش پژوه"

که دوره دوره ی نامردیه مردونگی مُرده* *که هر کی از رفیقش چند باری پشت پا خورده* *دادش قیصر کجایی که داداشت کشته ی شیره اس* *تموم زندگیش چُرته ،به یک گوشه همش خیره اس* *که اونکه فاطی و کشته خود فرمونه شیاده* *واسه پول دوا ناموسشو امشب گرو داده* *داداش قیصر داداش قیصر دلم تنگه دلم تنگه* *اخه بین برادرها سر تقسیم نون جنگه* "دکتر شاهکار بینش پژوه"

===================

دلتنگي هايم قصه ي تکراري است که روحم را مي ازارد تمام لحظه هايم پر است از غم دلتنگي پر است از تنهايي هاي ممتدي که شبهاي سردم را فرا گرفته است تمام زندگي ام به شوق لحظه ي پرواز گذشت به شوق رسيدن به اوج باران به شوق گذشتن از اين زنجيره ي تنهايي افسوس اکنون که در قفس تنهاي ام باز است باز هم تنهايم چون ديگر پري براي پريدن نيست ..................................<ايرج>

===================

دلم گرفته است...ميخاهم بگريم اما اشك به ميهماني چشمانم نمي آيد ,تنم خسته و روحم رنجور گشته و ميخواهم از اين همه ناراحتي بگريزم اما پا هايم مرا ياري نميكنند . مانند پرنده ايي در قفس زنداني گشته ام . از اين همه تكرار خسته شده ام , چقدر دلم ميخواهد طعم واقعي زندگي را بچشم , چقدر دلم ميخواهد مثل قديم عاشق هم بوديم , چقدر دلم ميخواهد مثل قديم كلمه ي دوستت دارم را هر روز از زبانت بشنوم , ولي افسوس آن كلمه كه مرا به زندگي اميدوار مي كرد هال به فرا موشي سپرده شد و جايش را تحقير گرفت .

=====================

روي تو يه حساب ديگه ميکردم... ناراحت نشو.... ولی همه راست ميگن تو يه آدم دودرويی... يه روت ماهه ، و روي ديگت گل ...

==================

وقتی داری فکر ميکنی که من دارم فکر ميکنم که تو داری فکر ميکنی که من به چی فکر ميکنم دلم ميخواد که فکر کنی که من به تو فکر ميکنم!!

==================

دل آدما به اندازه حرفاشون بزرگ نيست ولي حرفي که از ته دل باشه مي تونه آدم بزرگي بسازه

==================

بنوش به سلامتي هر چي عاشقه - به سلامتي سه كس : غريب ، تنها ، بي كس - به سلامتي گاو چون كه نگفت من ، گفت ما - به سلامتي كرم خاكي ، به خاطر خاكي بودنش - به سلامتي خيار به خاطر اينكه يار داره - به سلامتي شلغم به خاطر اينكه غم داره به سلامتي كلاغ ، هر چند كه سياهه ولي عوضش يه رنگه به سلامتي ديوار كه هر مرد و نامردي بهش تكيه مي كنن -به سلامتي سيگار که تا آخرش به پات ميسوزه آخرش هم زير پات له ميشه

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 7:10 بعد از ظهر  توسط فردین   | 

11

 آموخته ام كه هميشه كسي هست كه به ما احتياج دارد آموخته ام كه هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نكنم آموخته ام كه انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي كنند آموخته ام كه به انسان ها مانند سكوي پرتاب نگاه نكنم آموخته ام كه هرگاه كه ترسيده ام ،شكست خورده ام آموخته ام كه غرور انسان ها را هرگز نشكنم آموخته ام كه هرگزكسي كه به من وابسته نبود وابسته كسي نباشم

================

خدايا شكرت كه غم را آفريدي ، درد را آفريدي ، دلتنگي را آفريدي ، اشك را آفريدي چرا كه اگر هميشه مي خنديدم و شاد بودم تو را از خاطر مي بردم اين واقعيت است ؛ من انقدر نمك نشناس هستم كه تنها تو را در غم هايم صدا مي كنم چرا كه شانه هايم توان تحملشان را ندارد .

===============

 سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم . استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين

===============

يك دو بيتي آينه تقديم چشمان سياه ... يك غزل از عاطفه در پيش آواي نگاه ... يك رباعي عاشقي نذر نگاه ساده ات ... يك ترانه حرف دل حرف دل دلداده ات ... يك قصيده خاطره از لحظه سبز حضور ... يك مسمط روشني زانو زده در پيش نور ... موج نو تا خط ساحل مي رود ... بي حضورت راه باطل مي رود ... مثنوي از چشم تو معنا گرفت ... قطره اي هم وسعت دريا گرفت ... قطعه اي چون يوسف گم گشته ات ... مي نگارد عاشق سر گشته ات

====================

اينم هواي برفي مرحم قلب عريون عکس پاهام رو خاک برفه خاک بيابون دلم بوي اشک ميده تو دست تو مونده بود چقدر تو گريه کردي رو اين قلب پارمون

====================

حس عشقم با ترانه تقديم به تو اشک سازم بي بهانه تقديم به تو شور بودن عاشقانه تقديم به تو بغض شبهام صادقانه تقديم به تو چشم قلبم مخلصانه تقديم به تو طبع شعرم جاودانه تقديم به تو قلب پارم ليک عاشق مال تو هر چه دارم مال تو جز عشق تو

====================

besh bere30 ba kompere30 nagi beke30 mano mibo30 age naboo30 kheili loo30

====================

عبرت چه واژه زيبا اما غريبي است !شنيدم آنان كه از گذشته خود عبرت نمي گيرند چاره اي جز تكرار آن ندارند و آنجا بود كه فهميدم چرا زندگي ما تكراري است

====================

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم تو كيستي كه من از موج يك تبسم تو بسان قايق سرگشته روي گردابم

===================

اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آن كس چيز مي بخشد ز ملك خويش مي بخشد نه چون حافظ كه مي بخشد سمرقند و بخارا را

==اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم تمام روح و اجزا را هر آن كس چيز مي بخشد به سان مرد مي بخشد نه چون هاتف كه مي بخشد سر و دست و تن و پا را سر و دست و تن و پا را به خاك گور مي بخشند نه بر آن ترك شيرازي كه شور افكنده دلها را

==================

در اين دنيا كه نامردان عصا از كور مي دزدند من از خوش باوري آنجا محبت جستجو كردم

=================

موقعي که خدا پنجره ي بهشتو باز کرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني که الان داره اين نوشته رو ميخونه باش

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط فردین   | 

10

ما آدم ها چه راحت دلمان خوش مي شود مثل کودکاني که هنوز نمي فهمند ما اشرف مخلوقات عالم هستيم و چقدر خوش به حالمان مي شود ما خيلي خوبيم ... ! و من دلم خوش است به نوشتن همين چند جمله و اين است پايان سايه روشن ...

==============

خوشبختي نامه اي نيست که يه روز يه نامه رسون آن را به دست هاي منتظر تو برسونه . خوشبختي ساختن يه عروسک از يه تکه خميره به همين راحتي . ققط يادت باشه جنس اون خمير بايد از عشق باشه

==============

فاصله فاصله را تو يادم دادي وقتي با لبخند دور شدي از من عکاس بهتر از ما فاصله را ميداند تو در عکس نيستي-فاصله يعني تو

==============

شايد.... هر گز جدايي را باور نکنيد و در اعماق بي وفايي ها در اوج بي کسي ها به اميد باز شدن پنجره اي تازه زندگي کنيد

==============

کاش دزدان عاشقي را از وجودم مي ربودند تا دگر محتاج چشمان سياه او نباشم آن کسي که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود ديدمش عشق را تعارف به يک بيگانه کرد عشق را آلوده کرد !!!

==============

تو ومن باهم ميشيم ما مابا هم ميشيم يه دريا عشق ما عشق زميني تپشش خيلي قديمي دريا طوفانش زياده اما قلبم طاقت دوري نداره تو بيا بامن يكي شو تا باز آسمون بباره ابر آسمون تو شبها جلوي ماهو مي گيره اما باز از پشت ابرا مهتابو دلم مي بينه نور مهتاب يه اميده واسه ديدنت دوباره ديدن دوباره تو روح تازه ي بهاره تو برام يه آشيونه توبرام يه تكيه گاهي تو عروس شهر عشقي

==============

اي که يک گوشه چشمت غم عالم ببرد - ظلم باشد که تو باشي و مرا غم ببرد

 

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي باش که دوستت بداره

=============

عشق مثل ابه .ميتوني تو دستت قايمش کني اما اخرش يه روز دستتو وا ميکني ميبيني نيست بي اينکه بفهمي بر از خاطرست

=============

بيچاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش

=============

زندگي را دوست دارم به شرط آن که: (ز)آن زندان نباشد (ن)آن ندامت نباشد (د)آن در ماندگي نباشد (گ) آن گورستان نباشد (ي)آن ياس نباش

=============

انيشتين رفت درس خوند معروف شد ذکريا تحقيق کرد کاشف شد ابوعلي سينا مطالعه کرد دکتر شد حالا تو بيکار بشين آف چک کن

=============

قد 1000 تا قابلمه .. با هر چي لب تو عالمه .. ميبوسمت قبل همه .. به شرطي که بهم بگي : دوست دارم يه عالمه

================

ما به هم محتاجیم مثل دیوونه به خواب مثل گندم به زمین مثل شوره زار به آب ما به هم محتاجیم مثل ما به آدما مثل ماهیا به آب مثل آدم به هوا دستامون از هم اگه دور بمونه شب شیشه ای دیگه نمی شکنه از تو این شیشه ای همیشگی خورشید مقوایی سر می زنه به عزای دوری دستای ما کوچه ها ، ساکت و بی صدا می شن بوی رخوت همه جا رو می گیره همه ی درها ، به غربت وا می شن جاده هامون که به خورشید می رسن مثل تاریکی ، بی انتها می شن ما به هم محتاجیم

================

زندگاني بسر ميبرد - بدين دست و پاي از کجا ميخورد - حتما اين شعر رو يادت مياد و معني اونو ميدوني براي هر چيزي در زندگي بايد تلاش کرد قسمت و روز ي ما دست خداست ولي ما ميتوانيم سرنوشت خود را بسازيم پس با توکل به خدا ميتوان به انچه روزي ما مقرر شده برسيم و اين را بدانيم اخر المر خواک گل کوزه گران خواهي شد حاليا فکر سبو کن که پر از باده کني

================

مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده::::::::1-به حرمت اشک مادر توبه کردم --2 -داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده

================

از گورخري پرسيدم: ?تو سفيدي راه راه سياه داري، يا اينكه سياهي راه راه سفيد داري؟? گورخر به جاي جواب دادن پرسيد: تو خوبي فقط عادت‌هاي بد داري، يا بدي و چندتا عادت خوب داري؟ ساكتي بعضي وقت‌ها شلوغ مي‌كني، يا شيطوني و بعضي وقتها ساكت مي‌شي؟ ذاتا خوشحالي بعضي روزها ناراحتي، يا ذاتا افسرده‌اي و بعضي روزها خوشحالي؟ لباس‌هات تميزن فقط پيراهنت كثيفه، يا كثيفن و شلوارت تميزه؟ و گورخر پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد، و بعد رفت! نتيجه اخلاقي: ديگه هيچ وقت از گورخرها د

================

هميشه هر جاکه باشي يه قلبي هست که هميشه براي تو مي تپه.اونم قلب خودته!!!!پس اميدوار باش

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط فردین   | 

9

آتش عشق تو ما را جان بسر کرد*مرا با کوله بار عاطفه بي خانه مان کرد*مرا آتش زدو بر دودمان داد*تو را آورد و مارا بي امان کرد*تو را با خطي از گلهاي وحشي* بروي قلب ما خطاطي کرد*بکوبيدوبکوبيدو مرا با اسم تو حکاکي کرد*ندانست که مرا با بوي تو مستانه تر کرد*تو اکنون دلبرم هستي در اين قلب*که هر دارم از اسم تو دارم*چه خوش حک کرد ان اتش جانم*بکرد خاکستر اين قلب مرا, گل باز اورد

====================

از آتش پرسيدند محبت چيست ؟گفت از من سوزان تر است از مهرباني پرسيدند محبت چيست؟ گفت از من مهربان تر است از خود محبت پرسيدند محبت چيست؟ گفت من يك نگاه بيش نيستم

====================

هر زمان كه احساس تنهايي كردي دستهايت را باز كن، سرت را بالا بگير، يك نفس عميق بكش، چشمهايت را باز كن و رو به آسمان نگاه كن و ببين: <<از اون بالا كفتر مي‌آيد / يك دانه دختر مي‌آيد

====================

do......dos........dose..................doset.................doseta= 6 ta

====================

تو را گم ميکنم هر روز و پيدا ميکنم هر شب بدينسان خواب ها را زيبا ميکنم هر شب دلم فرياد ميخواهد ولي در گوشه اي تنها که بي آزار با ديوار نجوا ميکنم هر شب کجا دنبال عشق ميگردي؟؟؟؟؟ که من اين واژه را تا صبح معنا ميکنم هر شب......

====================

شنديم مي خواي بري باز من و تنها بذاري هرچي ياد و خاطره ست پشت دلت جا بذاري شنيدم گفتي نگاهش واسه چشمام عاديه هر چيزي حدي داره محبتاش زياديه شنيدم يه مدتي مي خواي ازم دوري كني اينه رسمش كه با اين ديوونه اينجوري كني شنيدم همين روزا بازم مي خواي بري سفر بسلامت ! عزيزم اما همينجور بي خبر شنديم خسته شدي از بازياي سرنوشت نكنه اينبار ديگه بي من مي خواي بري بهشت شنيدم گفتي كه سرنوشتمون دست خداست اما تو خوب مي دوني حسابت از همه جداست شن

====================

آنگاه كه غرور كسي را له مي كني آن گا كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني آن گاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي انگاري مي خواهم بدانم دستانت را به سوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني ؟ به سوي كدام قبله نماز مي گذاري كه ديگران نگذارده اند؟

====================

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

====================

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط فردین   | 

8

عشق يعني نغمه هاي مهربان .....عشق يعني رقص آب وآينه ....عشق يعني عقل وشورو هوش تو ....عشق يعني عا قبت آغوش تو....عشق يعني اشک وعاطفه ....عشق يعني يادگاري خاطره

================

هر منزل این راه بیابان هلاک است* *هر چشمه سرابی است که بر سینه ی خاک است* *در سایه ی هر سنگ اگر گل به زمین است* *نقش تن ماری است که در خواب کمین است* "اردلان سرفراز"

================

فاصله عشق هاي معمولي را از بين مي برد و عشق هاي بزرگ و جاوداني را شدت ميبخشد.مانند باد كه شمع را خاموش و آتش را شعله ور مي سازد

================

*لب دریا رو به موج ها روی نیمکت تک و تنها* *توی رویا با خیالت زندگی رو زنده هستم* *لب دریا عین موج ها باز به یادت می خروشم* *تا بفهمی خیلی وقته اینجا منتظر نشستم* *لب دریا انتظارت چه قشنگه* *همه ی عمر انتظارت چه قشنگه*

================

تفاوتهاي خون و اشک 1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه . 2.خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد. 3.خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه. 4.جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه. 5.خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه. 6.جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه! 7.از جاري شدن خون، کسي خجالت نميکشه اما بعضيا از اينکه اشک بريزن خجالت ميکشن

=====================

آنگاه كه غرور كسي را له مي كني آن گا كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني آن گاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي انگاري مي خواهم بدانم دستانت را به سوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني ؟ به سوي كدام قبله نماز مي گذاري كه ديگران نگذارده اند؟

=====================

دلم گرفت اي هم نفس پرم شکست تو اين قفس تو اين غبار تو اين سکوت چه بي صدا نفس نفس از اين نامهربوني ها دارم از قصه ميميرم رفيق روز تنهايي يه روز دستاتو ميگيرم

=====================

نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي

=====================

گريه کردم تا بدوني زندگي بي غم نميشه ، اگه دستم بگيري از غرورت کم نميشه ، ساکت و صبور و عاشق وقتي حوصله نداري پيش حرفاي دل من حرف عشق و کم مياري لحظه هام تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من کاش چشات يه جاده ميزد از دل تو تا دل من **** چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

=====================

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم تو كيستي كه من از موج يك تبسم تو بسان قايق سرگشته روي گردابم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط فردین   | 

7

در دور دست قويي پريده بي گاه از خواب شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد لبهاي جويبار لبريز موج زمزمه در بستر سپيد در هم دويده سايه و روشن لغزان ميان خرمن دوده شبتاب مي فروزد در آذر سپيد همپاي رقص نازك ني زار مرداب مي گشايد چشم تر سپيد خطي ز نور روي سياهي است گويي بر آبنوس درخشد زر سپيد ديوار سايه ها شده ويران دست نگاه درافق دور كاخي بلند ساخته با مرمر سپيد

==================

وقت احساس کردي دلت براي کسي تنگ شده. قلبت براي کسي مي تپه هر وقت ديدي چشمات بدون اينکه از تو اجازه بگيره اشکاش رو گونه هات رها ميشه هر وقت شبا از خواب پريدي و اون جلوي چشمات بود . ديگه بدون داري عاشق مي شي

===================

روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه كند؟ من هم زير آن نوشتم:بايد صبر كند براي بار دوم كه از آنجا گذر كردم زير نوشته ي من كسي نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه كند؟من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتراست، براي بار سوم كه از آنجا عبور مي كردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم

=================

 ازمعلم ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت: حرام است از معلم هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول محور نقطة قلب جوان ميگردد از معلم تاريخ پرسيدند عشق چيست؟گفت:سقوط سلسله ي قلب جوان است. از معلم زبان پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:همپاي love . از معلم ادبيات پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:محبت الهيات است

خواستم براي از دست دادنت اشک بريزم . ديدم تمام اشکهايم را براي بدست آوردنت ريخته ام

------------------------

من مي گم‌ انسانها مجموعه اي از خوبيها و بديها هستند مهم اينه كه تو كدوم قسمت از وجودشون رو فعال مي كني پس نگو ديگران آدمهاي بدي هستن بگو من بد برخورد كردم

------------------------

خودت را دوست بدار، به خودت احترام بگذار و سعي کن همانطور که احساس ميکني زندگي کني

------------------------

اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم ..اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم ..اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم ..اگر عشق بودم اهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ..ولي افسوس که نه بارانم ..نه اشک ..نه گل و نه عشق.. اما هر چه هستم دوستت دارم...

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 6:59 بعد از ظهر  توسط فردین   | 

6

بازم سلام . ميخوام امروز سلام بگم به اوني که خيلي دوسش دارم به اميدم به عشقم .... به اوني که تمام هستيه منه ....... ميخوام بگم اگه اون نباشه من نيستم ... اگه اون بره منم ميرم .... خيلي دوسش دارم .... عاشقشم ... . سلام به بهترين بهانه من براي زنده بودن . سلام به تنه خسته تو سلام به دلتنگيات .

=================

مي دوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟ وقتي ميخواي گريه کني چشمهات رو ميبندي؟؟؟ وقتي ميخواي کسي رو ببوسي چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟.... چون قشنگ ترين چيز هاي اين دنيا قابل ديدن نيست

=================

من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست کنج هر ديوارش دوستانم بنشينند ارام گل بگو گل بشنو شرط وارد گشتن شست و شوي دلها ست بر درش برگ گلي ميکوبم روي ان با قلم سبز بهار مينويسم اي يار خانه دوستي ما اينجاست سلام سلام

=================

اسمتو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده شي .... گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کني .... گذاشتم جونم که اگه خداي ناکرده رفتي منم برم

=================

وقتي ديدمت دست و پام را گم كردم بدون هيچ حركتي بهم خيره شديم تا اينكه اومدي طرفم و من با تمام وجود اسمت رافرياد زدم سوووووووووووووووووسك.

=================

من شمع نيستم اينگونه خاموشم مکن ،،، در کنارت نيستم هرگز فراموشم نکن

=================

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط فردین   | 

5

بنماي رخ که خلقي واله شوند و حيران - بگشاي لب که فرياد از مرد وزن برايد

================

من شکوفايي گل هاي اميدم را در روياها مي بينم، و ندايي که به من مي گويد: گر چه شب تاريک است ، دل قوي دار ، سحرنزديک است ....

================

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمي دم که مي خندونمت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفاي کسي گوش کني بهم بگو ... قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري حتما خبرم کن قول نمي دم که ازت بخوام بموني اما مي تونم باهات بمونم اگه يه روز سراغم رو گرفتي و خبري از من نشد سري بهم بزن احتمالا بهت احتياج دارم

================

هميشه عاشق کسي باش که لايق عشق باشد نه تشنه عشق ! چون تشنه عشق روزي سيراب ميشود

================

اگر مي خواهي زيبايي آب را درك كني بايد درون آب بروي و با آن يكي شوي

================

تو در من آن تب گرمي كه آبم ميكند كم كم, نگاهت نيز چون مستي خرابم ميكند كم كم, منم آن كهنه ديواري به جا از قلعه هاي سنگ كه باد و آفتاب آخر خرابم ميكند كم كم

================

اگه کسي دستهات رو گرفت – قلبت لرزيد ‚ عجله نکن !!! شايد بابا برقي باشه

 

تو ومن باهم ميشيم ما مابا هم ميشيم يه دريا عشق ما عشق زميني تپشش خيلي قديمي دريا طوفانش زياده اما قلبم طاقت دوري نداره تو بيا بامن يكي شو تا باز آسمون بباره ابر آسمون تو شبها جلوي ماهو مي گيره اما باز از پشت ابرا مهتابو دلم مي بينه نور مهتاب يه اميده واسه ديدنت دوباره ديدن دوباره تو روح تازه ي بهاره تو برام يه آشيونه توبرام يه تكيه گاهي تو عروس شهر عشقي

=====================

تا تونگاه ميکني کار من اه کردن است تير نخوره تو اون چشات اين چه نگاه کردن است؟

=====================

ياد تو همچو درختي هميشه سبز با ريشه اي خشکيده در خاطرم خواهد ماند , ولي افسوس از سرشت اين درخت بلند و استوار که سايه اش را از رهگذر خسته اي نيمه جان دريغ داشت

=====================

آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

=====================

اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

=====================

امروز فهميدم که زندگي خراب است آروز سراب است امروز فهميدم که گل ها هم مي توانند سنگدل باشند وشمع ها هم يم توانند بال و پر پروانه ها را در خود بسوزانند اره همه ميتونند اينطوري باشن

=====================

دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين.... دکتر شريعتي

=====================

سعي کن هميشه تنها باشي چون تنها به دنيا آمده اي و تنها مي ميري بگذار عظمت عشق را هيچ گاه درک نکني چون آنقدر عظيم است که تو را در زندگي نابود مي کند اما اگر عاشق شدي... فقط يک نفر را دوست بدار بخند،گريه کن و قدم بردار تنها براي يک نفر!

=====================

بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد مثل يك بيت ته قافيـــــه ها خواهم مــــــــرد تـــــو كه رفتي همه ثانيه هـــا سايه شدنـــد سايه در سايه آن ثانيه ها خـــواهم مــــــرد شعله هــا بي تو زبـــي رنگي دريــــا گفـتند موج در موج در اين خاطره ها خواهم مرد گـــــم شدم در قـــدم دوري چشمان بهــــــار بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد!

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط فردین   | 

4

فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو انقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افته

================

منطق عشق آن است که هرچه کمتر داري، بيشتر مي‌تواني ايثار کني

================

وقتي عشق به سراغت مي آيد نميداني ونمي فهمي تا زماني که عشق معشوق از وجودت بيرون رود.آنگاه است که ميفهمي بهترين دوران زندگيت را سپري کرده اي

================

عشق لطيف ترين و دروني ترين تجربه دوستي! ابهامي است که از دور دست ها بسويت ميآيد و تو مشتاقي که او را ببيني، اشتياق يک ديدار! و به تو مي رسد، يعني تو به او مي رسي! و بعد لحظه اي درنگ و نجوايي گرم...وبعد سکوتي عميق!!!؟؟؟

================

آن چيزي را كه دوست داري بد ست آور نه آن را كه به دست آوردي دوست بدار ( شکسپير ).

================

فقير کسي نيست که کم دارد، فقير کسي است که زياد مي طلبد.

================

التماس به مردم خفت است، اگر برآورده شود منت است ،اگر برآورده نشود ذلت است .

التماس به خدا جرات است،اگر برآورده شود رحمت است اگر بر آورده نشود حکمت است .

================

دوخط موازي هرگز به هم نمي رسند مگرآنکه يکي ازآنها براي رسيدن به ديگري بشکند.

================

خدايا به من کمک کن تا از آنچه که به من داده ايي لذت ببرم و از آنچه که به من نداده ايي حسرت نخورم .

================

 من عشق را در تو تو را در دل دل را در موقع تپيدن و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت سکوت را در شب و شب را براي انديشيدن به تو دوست دارم من زندگي را به خاطر زيباييش و زيباييش را به خاطر تو دوست دارم من دنيا را به خاطر خدايش ،خدايي که تو را خلق کرد دوست دارم

================

به دریا نگاه می کنم تورا می بینم ، به صحرا نگاه می کنم تو را می بینم، به جنگل نگاه می کنم تورا می بینم، میشه بری کنار

================

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط فردین   | 

3

وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه مي خنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه کنن

==================

تمام شب براي با تراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

==================

آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست ..... هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

==================

 اي كاش اگه كسي به دلمون پا گذاشت ديگه دلمونو تنها نميذاشت....!!! اي كاش اگه يه روزي دلمونو تنها گذاشت رد پاشو رو دلمون جا نميذاشت

==================

رتبه اول کنکور نمي خوام بی افه خوشگل و پولدار نمي خوام . دوست دارم چتيدنو ولي جز تو از هيچ کسي پي ام نمي خوام . بي تو من ياهو مسنجر نمي خوام . تو که نيستي سيستمم رو نمي خوام . يکي پرسيد اگه ايديت هک بشه؟ حتي اين خيال زشت رو نمي خوام. من تو رو مي خوام تو رو مي خوام اونارو نمي خوام

==================

شب شده بود، گل آفتاب گردان داشت دنبال خورشيد ميگشت که يهو يک ستاره بهش چشمک زد، اما گل آفتابگردان سرش رو آرام آورد پايین، ميدونی چرا؟! آخه گلها هيچوقت خيانت نميکنن واسه همينه که گل آفتابگردان هميشه شبها سرش پایينه....

==================

ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميکنيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟

==================

تا حالا کفشهات رو نگاه کردی؟ 2 تا عاشق،2 تا همراه، که بی هم ميميرن، با هم خاکی ميشن، بدون هم زير بارون نميرن، کاش آدما هم یکم از کفشاشون ياد بگيرن...

===================

بـاهـات نبـودم ، برات که بودم اگه چشمات نبودم ، نگات که بودم ، هـمه ي گـفـتـني هـام فـقط تـو بودي اگه حرفات نبودم ، صدات که بودم، اگه پـاهـات نبودم ، يه راه که بودم اگه گريه نبودم ، يه آه که بودم ، تو خودت مثـل روز آفتابي هستي اگه خورشيد نبودم ، يه ماه که بودم ، مي تونستي واسه من يه چاره باشي توي آسـمـون دل !

===================

سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده

===================

ديشب تمام ابرها را گريه کردم در حسرت امروز و فردا گريه کردم رفتي و پرواز پرستو گونه ات را در سوگ فرداي غزل ها گريه کردم مانند گل هاي شقايق داغ عشقت مي زد به زخم کهنه ام تا گريه کردم رفتي خدا حافظ - تو را چشم انتظارم- دور از تو من تنهاي تنها گريه کردم.

===================

دستم بگير دستمرا توبگير التماس دستمرا بپذير درماني باش پيش از آنکه بميرم..........

===================

وقتي عشق به سراغت مي آيد نميداني ونمي فهمي تا زماني که عشق معشوق از وجودت بيرون رود.آنگاه است که ميفهمي بهترين دوران زندگيت را سپري کرده اي

===================

عشق لطيف ترين و دروني ترين تجربه دوستي! ابهامي است که از دور دست ها بسويت ميآيد و تو مشتاقي که او را ببيني، اشتياق يک ديدار! و به تو مي رسد، يعني تو به او مي رسي! و بعد لحظه اي درنگ و نجوايي گرم...وبعد سکوتي عميق!!!؟؟؟

===================

 در دادگاه عشق... قسمم قلبم بود و وکيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان قاضي اسمم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد پس محکوم شدم به تنهايي و مرگ کنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم : به تو بگويند.... دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 6:54 بعد از ظهر  توسط فردین   |